عاشق و معشوق
عطش عشق لیلی و مجنون
این عشق که میگی یعنی چه؟
نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : سه شنبه یازدهم بهمن 1384
8:48 - |
|
روایت عشق
روایت عشق

عشق با يک لبخند شروع ميشه با يک بوسه رشد ميکنه و با يک اشک تموم ميشه دوست خوب سخت به دست مياد و سخت تر از دست ميره ولی هرگز فراموش نميشه حتی اگه دوست خوب مثل ستاره بمونه می دونی که هميشه هست و سخت ترين چيز اينه بخوای که ببينی کسيرو که خيلی دوست داری یکی ديگرو دوست داره برای کسی که برای تو گريه نميکنه اشک نريز ازکجا ميدونی همونی که روزی اشکاتو پاک ميکرد يه روز خودش مسبب اشکای روی صورتت بشه آدمای زيادی تو زندگيت ميان و ميرن اما دوست خوب جاش هميشه تو قلبت ميمونه
*-*-*-*-*-*
گفته بودی از عشق بگو.به چشمانت كه نگريستم در آن عشق به قرص تمام مي ماند.بی شكست چونان موج های ادامه دار در ساحلی آرام چنان كه آدم ها در هم مي آميزندودر كنار هم مي بالندو در همان حال خاستگاه آفرينش آفريد گاني همچون خودشان خواهند عشق در نگاه تو سرزميني آفتاب خيز بود بي غروب دريايى پر دامنه بود
*-*-*-*-*-*
مترسكو دوست ندارم زيراپرنده ها رو مي ترسونه ولي دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه قلمو دوست ندارم چون همه چي رو مي نويسه ولي دوسش دارم چون به من توانايي نوشنو مي ده كاغذودوست ندارم چون همهي نوشته ها مو به همه نشون مي ده ولي دوسش دارم چون حرفهاي دلمو تو خودش نگه مي داره پاك كنو دوست ندارم چون همه چي رو پاك مي كنه ولي دوسش دارم چون بدي ها رو پا ك مي كنه جواني رو دوست ندارم چون زود عاشق مي شي ولي دوسش دارم چون به خدا نزديكتر مي شي
*-*-*-*-*-*
یا حق
نگارنده : مهدی مانی در تاريخ : دوشنبه دهم بهمن 1384
0:28 - |
|

*****اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند *****
*****عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد *****
*****سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود *****
*****ضرب المثل انگليسي : اگر بدنبال دو خرگوش بدوي ، هيچکدام را نخواهي گرفت *****
*****كرمه میافته تو قابلامه ماكارونی : میگه : واييييييييی ، حموم چقدر شلوغه*****
*****جيرجيرك به خرس میگه : دوست دارم خرس میگه : الان وقت خواب زمستونيه ، بعدا صحبت میكنيم خرس رفت خوابيد ، ولی نمیدونست عمر جيرجيرك ۳ روزه *****
*****سپاس ترا که به هر انساني سپري از تنهايي بخشيدي تا هرگز فراموشت نکند*****
***** شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم کردن پيدايش سراب بود تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تکراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم و منتظرت هستم *****
*****باز، ای الهه گاز با شهر ما بساز کاین سوز جانگداز در رود ز درم ***
گر منزل من یخ بود از دست تو نبود بیا تا به جانت من کرسی نخرم ***
باز می کنم پای خود را از گلیمم دراز بیا تا بی گازی را دمرو یا طاقباز ز خاطر ببرم ***
گر نکنند مردم شهر گازم را تلف به جونت همچون مرغ کوپنی، پر شعف به هوا بپرم ***
این همه بی گازی ها ندارد ثمر به خدا گر شوی قطع بدون خبر یخ زند کمرم در آید پدرم ... *****
یا حق